جبهه مشارکت ایران اسلامی پس انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بیشترین تعداد زندانی و دستگیری را در میان احزاب اصلاح طلب متحمل شد و در حال حاضر دبیرکل و معاون این حزب در زندان به سر می برند و اکثر اعضای بلندپایه حزب با قرار وثیقه در مرخصی به سر می برند
احمد بورقانی کارنامه نیکی از خود بجای گذاشت و رفت . او از ابرار و نیکان بود چرا که فریفته وسوسه هایی دنیایی نشد و بخاطر مطامع مادی به هیجوجه حاضر نشد با اصحاب قدرت همراه شود و حقوق انسانها را نادیده بگیرد و حتی در عرصه زندگی خصوصی اش ظلمی را برکسی روا دارد . او سعید زندگی کرد و سعید مرد . خدایش بیامرزد و امید آنکه الگویی برای مسلمانی ما باشد .
بورقانی غالب عمر پربرکتش را در کار خبرنگاری گذراند و در هر فرصتی در مطبوعات می نوشت و تا آخر عمر روزنامه نگار باقی مانده بود و همواره دغدغه مسائل مرتبط با رسانه ها را داشت .او به رغم گذشت روزگار و تجربه های تلخ و شیرین بسیار و فرصت هایی که بروی او گشوده شده بود در هنگام پرواز به دنیای باقی زندگی اش فرق چندانی با روزگاری که وارد خبرگزاری شده بود ،نداشت و الگویی از زیست مسلمانی را به نمایش گذاشت .سفرنابهنگام او داغ بسیار بر دل یارانش نهاد و یاد و نام او به عنوان معمار توسعه مطبوعات در عصر اصلاح...
خبرهایی که از بیرون می رسد، هم ناراحت کننده است و هم امیدوار کننده. حقیقتش را بخواهی گاهی من می ترسم، برای تو، خودم، ایران و مردمانش. از این دولت کمتر دور اندیشی و تفکر دیده ایم و همین است که بیشتر نگرانم می کند. خیلی شب ها خوابهای بد و ترسناک می بینم.دیگران هم همینطورند. بیشتر خواب ها حول و حوش جنگ، درگیری، و اعدام است.از همه بدتر این است که اغلب خوابهایمان تکراری است. تعدادی از زندانی ها می گویند مدتهاست که خوابهایشان را به یاد نمی آورند و برخی دیگر هم ترجیح می دهند در باره اش با کسی حرف نزنند
جنبش سبز باید بتواند پادزهری برای این سم مهلک تمهید و تدارک کند و در پی بنیاد ایرانی برای همه ایرانیان باشد و راهی را بپیماید که " مجلس ملی " بازتاب دهنده " عقل جمعی " کشور با همه تنوع و تکثرش باشد، و اینکه " حاکمیت قانون " آنچنان ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی و اجتماعی ای را برای همه شهروندان به ارمغان آورد که توسعه مستمرو متوازن و خطی صعودی راهگشای ایران به جایگاهی باشد که با امکانات و توانایی ها و مختصات جغرافیایی و تاریخی اش تناسب دارد.
با من بگو تا کی این قصه های تلخ خود را به ما تحمیل خواهند کرد؟ بگو من باید چند بهمن گَس و نحس تنهایی را ورق بزنم تا به تو برسم؟ مبادا فاصله های ما با فرارسیدن بهمن ماه هم به پایان نرسد. اما بی درنگ این بهمن که تمام شود من یک قدم به تو نزدیک تر خواهم شد. خوب می دانی و خوب می دانم. به امید وصل تو بهمن را به اسفند پیوند می زنم ای شمع شب های تار تنهایی من.
از روند دادگاه من پرسید. گفتم از دفتر دادگاه اطلاعیه ای برایم فرستاده اند که حکم اولیه صادر شده است ولی هنوز آن را به من ابلاغ نکرده اند. از محتوای آن پرسید. گفتم به قرار اطلاع حکم سنگینی داده اند از همه رقم در آن هست، زندان، تبعید، محرومیت سیاسی و شلاق. گفت تقاضای تجدید نظر داده ای؟ گفتم نه و ادامه دادم هنوز دادنامه به من ابلاغ نشده. باید از مفاد دقیق آن خبر دار باشم. دادنامه که ابلاغ شد بعد می شه تصمیم گرفت که چه کار باید کرد. گفت حتما تقاضای تجدید نظر بده زندان جای خوبی نیست. پاسخی ندادم ولی
دولتی که برنامه اقتصادی نداشت وبر موجی از شعارهای عوام پسندانه اقتصادی و معیشتی بر سرکار آمد و از بردن درآمد نفت برسرسفرها تا توزیع سهام عدالت وحذف ربا از نظام بانکی سخن بسیارگفت امروز اداره اقتصاد کشور را بجایی رسانده است که در هرگوشهاش بحرانی جلوه نمایی میکند واز جمله بحرانی که گریبانگیر نظام بانکی کشور شده است، از رخداد فساد بزرگ و بینظیراعلام شده ۳۰۰۰ میلیارد تومانی تا رقم ۵۰۰۰۰میلیارد تومانی عدم وصول وامهای بانکی، و ربوی ترشدن نظام بانکی به قرائت مصباح یزدی و احمدینژاد و همفکرانشان...
احمدآقا راستش بازداشت جگرگوشه و نوردیده شما آقا سهام اگر حمل بر بدجنسی نباشد، کمی تا قسمتی موجب شادمانی ما شد از این جهت که یادمان بیفتد که وقتش رسیده که دست به دامان اموات مؤمن مان بشویم برای نجات این عزتکده ای که ذلیلش می خواهند. شما البته خوب حواستان به ما هست و به عزیزان دربندمان این را از همسرجان شنیدم که سر می زنید به اوین خوشبخت و به رفقای دیرین. کاشکی به این بچه های گمنام هم سری بزنید برادرجان می گویند رنج شان مضاعف است و دردشان عمیق تر و خانواده هایشان در عسر و حرج بیشتر
باید بدانیم که این تحریم ها و تهدیدهای غربی تنها تا زمانی کارساز و جدی پیگیری شده و همپایه با گذار ما بسوی مدنیت فردا خواهد بود که ساختار کنونی با آنها ناسازگار بماند و بصورت تهدیدی ماندگار درآید. پس بجای آنکه در رویکردی واکنشی به امداد عینی و غیبی غرب دل خوش کنیم، می باید پایه های قدرت اجتماعی را در همسازی، همگرایی و همپوشی میان خود رونق و رنگ و جلا بخشیده تا در چشم همه برجسته گردد و اینجا است که می توان مصالح سیاسی خود را به مصالح دنیا گره بزنیم.
مردم ایران انقلاب کردند و رهبری انقلاب را بدست روحانیون دادند تا با اتکا به تدین و تقوا و اخلاق آنان دیگر شاهد تکرارچنین رخداد و تاریخی نباشند اما سوگمندانه باید گفت پس از رحلت امام خمینی ما شاهد تکرار تلخ این واقعه و تاریخ شدیم، و هم آنانی که اقای خامنه ای را ردای رهبری پوشاندند پس از قدرت گیری تدریجی ایشان، با مدیریت اقتدارگرایانه وی لت و پار شدند؛ بعضی را به زندان و حبس خانگی، و بعضی دیگر را خانه نشین و از عرصه سیاست بدور کرده است